●▬ஜ۩ دست های پر از خالی ۩ஜ▬●
تنهایی ام را...دوست دارم...بوی پاکی می دهد
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

گروه اینترنتی سناتور | www.groupsnator.com

با همه‌ی بی‌سروسامانی‌ام

باز به دنبال پریشانی‌ام

 

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی‌ام

 

آمده‌ام تا تو نگاهم کنی

عاشق آن لحظه‌ی توفانی‌ام

 

دلخوش گرمای کسی نیستم

آماده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

 

آمده‌ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

 

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

 

خوبترین حادثه میدانمت

خوبترین حادثه می‌دانی‌ام؟

 

حرف بزن بغض مرا باز کن

دیرزمانی‌ست که بارانی‌ام

 

حرف بزن، حرف بزن سالهاست

تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:بارانی ,,,,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

گروه اینترنتی سناتور | www.groupsnator.com

پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست‌ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر! ,,,,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

http://tikpix.org/my_unzip/1298734263t01.jpg

گر بوسه می خواهی بیا، یک نه دو صد بستان برو
این جا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جان برو
صد بوسه ی تر بَخْشَمَت، از بوسه بهتر بَخْشَمَت
اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو
هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من
گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا حیران برو
در پای عشقم جان بده، جان چیست، بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم
جان ِ برون از تن منم، خامُش بیا سوزان برو
امشب سراپا مستیم، جام شراب هستیم
سرکش مرا وَزْکوی من افتان برو؟ خیزان برو
بنگر که نور حق شدم، زیبایی ی مطلق شدم
در چهره ی سیمین نگر، با جلوه ی جانان برو.




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعر,,,^^^,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

گروه اینترنتی سناتور | www.groupsnator.com


- چرا گرفته دلت،مثل آنکه تنهایی!

- چقدر هم تنها !

-خیال میکنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.

دچار یعنی

             عاشق.

و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد.

چه فکر نازنک غمناکی !

و غم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است.

و غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست.

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست.

نه ، وصل ممکن نیست،

همیشه فاصله ای هست.

اگر چه منحنی اب بالش خوبی است

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،

همیشه فاصله ای هست .

دچار باید بود

وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد.

و عشق

سفر به روشنی اهتزار خلوت اشیاست.

و عشق

صدای فاصله هاست

فاصله هایی که

                    غرق ابهامند

نه،

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

 و با شنیدن یک هیچ می شود کدر.

 همیشه عاشق تنهاست......




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعر مسافر,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/Alone/b1579030f4025b97.jpg

برو ای روح من آزرده از تو ترک کن مارا
که من در باغ تنهایی
ببویم عطر گل های رهایی را
برو ای ناشناس اشنای من
که در چشمت ندیدم آفتاب آشنایی را
تویی از دودمان من
ولی دود از دماغ من برآوردی
به چشمم تیره کردی روزهای روشنایی را
 من از آغاز میلاد تو همراهت سفر کردم
 پس از یک عمر دانستم
سفر با مردم نامرد دشوارست
سفر با همهره نامهربان تلخست
برو ای بد سفر ای مرد ناهماهنگ
که میگویم مبارکباد بر خود این جدایی را
تو از این سو برو در جاده های روشن و هموار
من از سوی دگر در سنگلاخ عمر می پویم
که در خود دیده ام جانسختی و رنج آزمایی را
جدا شد راه ما از یکدیگر اما
منم با کوله بار دوره ی پیری
تو در شور جوانی ها سبکبال و سبکباری
تو را صد راه در پیشست
ولی من می روم با خستگی راه نهایی را
برو ای بدترین همراه
تو را نفرین نخواهم کرد
سفر خوش خیر همراهت
دعایت می کنم با حال دلتنگی
که یابی معبه ی مقصود و فردای طلایی را
نمی دانی نمی دانی
که جای اشک خون در پرده های چشم خود دارم
اگر در این سفر خار بلا پای مرا آزرد
سخن های تو هم تیری شد و بر جان من بنشست
بود مشکل که از خاطر برم این بی صفایی را
رفیق نیمراه من
سفر خوش خیر همراهت
تو قدر من ندانستی
درون آب ماهی قدر دریا را کجا داند
شکسته استخوان داند بهای مومیایی را

 




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعری زیبا,,,021,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

امروز در قطره قطره ی باران

                                               چهره ی تو را دیدم.

یاد آن شب بارانی افتادم که تنها

                                                  من و تو ،

                                                           در همهمه ی مردم ،

آسوده و در سکوت قدم میزدیم.

زیرآن باران به یاد ماندنی !

                                                 یادت مانده هنوز.؟!

کاش بار دیگر طعم آن باران را مزه کنیم...

امروز در سکوت حیاط جای تو خالی بود!





تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:من , باران و یاد تو,,,,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

ممنونم که هستی

و با هستی ات

نیستی مرا به رنگ هست در می آوری

ممنونم که خالی دلم را

با باران مهربانیت به رنگ دریا در می اوری

ممنونم که با لحن عطر انگیز صدایت

صحاری خاموش روحم را

اکنده از گل و گیاه و باغ و .............. نغمه بلبلان می کنی

ممنونم که

در قلبت یادم می کنی

و شب تاریک من چون سپیده صبح نور باران می شود

ممنونم ......... خودت میدانی که چقدر زیاد ممنونم




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:"ازت ممنونم",
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

 زودتر بیا

 

من زیر باران ایستاده‌ام

و انتظار تو را می‌کشم

چتری روی سرم نیست

می‌خواهم قدم‌هایت را، با تعداد

قطره‌های باران شماره کنم

تو قبل از پایان باران می‌رسی

یا باران قبل از آمدن تو به پایان می‌رسد؟

مرا که ملالی نیست

حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم

نه از بوی یاس باران ‌خورده خسته می‌شوم

نه از خاکی که باران ،غبار را از آن ربوده است.

هر وقت چلچله برایت نغمه‌ی دلتنگی خواند

و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا

من تا آخرین فصل باران منتظرت می‌مانم ...

عکس های عاشقانه جدید بدون آرم




ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

گروه اینترنتی سناتور | www.groupsnator.com

این آهنگ زیبای شادمهر عقیلی به نام عادت هست( من عاشق این آهنگم):

آغوشت و به غیر من به روی هیشکی وا نکن

منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می کشم

منو تو آغوشت بگیر، آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه

نوازش دستای تو عادته ترکم نمی شه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جابذار

به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار

مهر لباتو روی تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعر و ترانه ای زیبا,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

قطار به کدام سمت حرکت می کند؟؟؟؟؟؟؟؟




ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

کاش ما را با عزیزان ،آشنایی ها نبود

یا اگر بود این همه درد جدایی ها نبود

کی روا باشد زغن در باغ و بلبل در قفس؟

کاش در کار بشر،این ناروایی ها نبود

خنده های آشنایی گریه ها دارد ز پی

ای خدا!چون بود اگر این آشنایی ها نبود؟

خانه ی جان من و تو پرتو مهتاب داشت

گر در این آیینه،رنگ بی صفایی ها نبود

گر ز جان خواجه بر می شد نوای مردمی

کنج درویشان،سرای بی نوایی ها نبود

ناز معشوق از نیاز،عاشقان بالا گرفت

ورنه پاداش محبت،بی وفایی ها نبود

ناله ها می کشت مرغ جان ما را در قفس

گر به یاد آشیان شوق رهایی ها نبود

خودپسندی،قطره را ز وصل دریا دور کرد

سر به سر حق می شدی،گر خودستایی ها نبود


تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:(شعر,,,),
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

دیدم همان فسونگر مژگان سیاه بود

بازش هزار راز نهان در نگاه بود

عشق قدیم و خاطره ی  نیمه جان او

در دیده اش چو روشنی شامگاه بود

آن سایه ی ملال به مهتابگون رخش

گفتی حریر ابر به رخساره ماه بود

پرسیدم از گذشته و یک دم سکوت کرد

حرفش به مرگ عشق عزیزی گواه بود

از آتشی نبود فروغی به دیده اش

این آسمان دریغ ز هر سو سیاه بود

بنشستمش به دامن و دورم ز خویش کرد

قدرم نگر که پست تر از گرد راه بود

از دیده ای فتاد و برون شد ز سینه ای

سیمین دل شکسته مگر اشک و آه بود؟!؟




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعری زیبا12,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

 

شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب

اجل روزی چو سویم خواهد آمد گو بیا امشب

چنین دردی که من دارم نخواهم زیست تا فردا

بیا بنشین که جان خواهم سپرد امروز یا امشب

دل و جانی که بود آواره شد دوش از غم هجران

دگر یا رب غم هجران چه می خواهد ز ما امشب؟

نه سر شد خاک درگاهت نه پا فرسوده ی راهت

مرا چون شمع باید سوخت از سر تا به پا امشب

شب آمد باز دور افکند از وصلت هلالی را

دریغا!شد هلال و آفتاب از هم جدا امشب


تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعری زیبا,,,%,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

 

مهی کز دوری اش در خاک خواهم کرد جا امشب

به خاکم گو میا فردا،ببالینم بیا امشب

مگو فردا برت آیم که من دور از تو تا فردا

نخواهم زیست خواهم مرد،یا امروزیا امشب

ز من او فارغ و من در خیالش تا سحر،که آیا

بود یارش که و کارش چه و جایش کجا امشب؟

شدی دوش از بر امشب آمدی اما ز بیتابی

کشیدم محنت صد سال هجر از دوش تا امشب

شب هجرست و دارم بر فلک دست دعا اما

به غیر از مرگ حیرانم چه خواهم از خدا امشب؟

چو فردا همچو امروز او ز من بیگانه خواهد شد

گرفتم همچو دیشب گشت با من آشنا امشب

ندارم طاقت هجران چو شب های دگر هاتف

چه یار از من شود دور چه جان از تن جدا امشب


تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:شعر,,,7*,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

عکس های عاشقانه جدید بدون آرممن دیگر آینه ای نبودم که جامعه ام  تصویر خویش را بی کم و کاست در سینه

ام نقش کندو من دیگر ابزار کور و جامد دست خویشتن موروث خودنبودم که

هرچه خواهد کنم و هرچه خواهد باشم و هیچ آگاه نباشم که او نیستم و او

من نیست.

طبیعت را شناختم و من طبیعت ساخته را خورد کردم.تاریخ را شناختم و من

تاریخ پرورده را برهم زدم.جامعه را و خلق وخوی و شیوه کار جامعه را شناختم

و من جامعه زاد را درهم ریختم و خویشتن را شناختم و در اعماق

مجهولش خود را یافتم و آوای ضعیفش را که می نالید شنیدم و

زندانش را شکستم و آزادش کردم و رها شدم، رهای رها شدم و دیدم

که

 منم بی دخالت هیچ کس...جهان و هرچه در آن است زیر پایم ...


اراده ای رها ، خالق توانای خویش ، رها از سامسرای رنج آلود حیات..


، حیاتی که جز توده ای از رنج ها و شبکه ای از بندها نیست. چه راست


میگفت حلاج!:




تاریخ: 30 / 1 / 1390برچسب:منم ,,,بی دخالت هیچ کس,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی